لايَنبَغى لِمَن لَم يَكُن عالِما أَن يُعَدَّ سَعيدا؛ كسى كه بهره اى از دانش ندارد معنا ندارد كه ديگران او را سعادتمند بدانند. امام صادق (ع)
[-Text3-]
عنوان پاسخ بازدید توسط
[Forum_Post_Title] [Forum_Post_Count_Answer] [Forum_Post_Hit] [Forum_Post_Last_Author]
[Forum_Posts_Code_Ajax]
[Forum_Posts_Page]
تاریخ : شنبه 09 اردیبهشت 1391
نویسنده : parsin

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : چهارشنبه 06 اردیبهشت 1391
نویسنده : parsin
عذاب آور ترین دیالوگ عید دیدنی

بدترین و عذاب آور ترین دیالوگ عید دیدنی:
مهمونا در حال رفتن هستن و یــــــــــــــــهو
بابام: حالا شام میموندین یه چیزی دور هم میزدیم :)
مهمون: نه دیگه زحمت نمیدیم ولی حالا که شما میگی بـــــــــــــاشه
 
چی
وقتی خانومی به شما گفت: “چــــــــــــــــی؟”، به این معنا نیست که گفته شما را نشنیده. او در واقع به شما فرصت داده که گفته خود را تغییر دهید!
(ستاد کمک به ادامه زندگی)
 
کرایه تاکسی

توی تاکسی نشسته بودم، دو تا آقای مسن هم عقب نشسته بودن.
نزدیک پیاده شدنشون یکی به اون... یکی گفت:
به خدا اگه بزارم دست تو جیبت بکنی! من حساب میکنم...
بعد از راننده پرسید : ببخشید چقدر شد؟
راننده: هزار تومن !
یهو یارو برگشت به راننده گفت: آدمــــــی ؟؟!!
راننده گفت : جـــان ؟
مرد : گفتم آدمی یا نه؟
راننده گفت : حرف دهنتو بفهم درست صحبت کن!
یارو دوباره گفت: نه.. آدمی؟؟!
راننده هم با عصبانیت ترمز کرد برگشت عقب گفت : نــــــــه ... فقط تو آدمی!
یارو گفت : یعنی چی؟ من میگم آدمی هزار تومن؛یا دوتاییمون باهم هزار تومن!!
 
 

آگهی فوت
غضنفر میمیره، آگاهی‌ فوتشو میزنن به دیوار، توی انتخابات نفرِ اول میشه.
 
فکر بکر

امسال هرکی میومد خونه ما عید دیدنی، بهش می گفتم واااااای چقد چاق شدی...
طرفم از همون خونه ما شروع می کرد به رژیم گرفتن...
کلی به اقتصاد خانواده کمک کردم!
 

 

دیوونه خونه
یارو میره دیوونه خونه میبینه همه تو صف واستادن دارن یکی‌یکی تو یه سوراخه نگاه میکنن بعد دوباره میرن ته صف وامیسن. یارو کنجکاو می‌شه ببینه تو سوراخه چه خبره، خودش هم میره تو صف وامیسه و تو سوراخه رو نگاه میکنه هیچی نمیبینه، یه بار دیگه تو صف وامیسه بازم هیچی نمیبینه،‌از یکی میپرسه: شما چی رو نگاه میکنین؟ من که هر چی نگاه میکنم هیچی نمیبینم. یارو بهش میگه: برو بابا دلت خوشه! ما دو ساله داریم این تو رو نگاه میکنیم هنوز هیچی نمیبینیم، تو میخوای با دو بار نگاه کردن چیزی ببینی؟!
 

 

عید دیدنی
نظر به اینکه عید دیدنی به صورت رفت و برگشت انجام میشد جهت رفاه حال مردم ، سال ۹۱ عید دیدنی به صورت حذفی برگذار شد!
 

 

گواهی نامه
غضنفر می ره امتحان گواهی نامه بده چند بار رد میشه بعد تو راه پلیس جلوش رو می گیره می گه گواهی نامه! غضنفر هم میگه دادین که می خواین؟
 
صندوق صدقه

غضنفر 100 تومان تو صندوق صدقات میاندازه و سوار ماشینش میشه و 50 متر بالاتر تصادف میکنه و میمیره. اون دنیا به خدا میگه من که 100 تومان تو صندوق انداختم، پس چرا مردم؟ خدا میگه: هــــــــــا، 100 تومانیت گوشه نداشت.
 

 

اداره
رئیس: خجالت نمی‌کشی تو اداره داری جدول حل می‌کنی؟ کارمند: چکار کنیم قربان، این سروصدای ماشینها که نمی‌ذاره آدم بخوابه!
 
لباس آقایان

از یارو میپرسن: میدونی آقایون لباساشون را چه طوری دسته بندی می کنند؟
میگه: معلومه، دو دسته. یکی لباسهای کثیف، دومی لباسهای کثیف اما قابل پوشیدن!
 
خطر برق گرفتگی
غضنفر رو برق گرفت مُرد !!! اقوامش از ترس تا چهلم با فازمتر سر قبرش فاتحه میخوندن.
 
شیخ و مریدان در باشگاه بدن سازی

گویند مریدان شیخ همگی از برای ساختن هیکل شش تکه به باشگاه بادی بیلدینگ شدندی! خود شیخ چند سالی در باشگاه مشغول هارتل بودی. تا مریدان بدید بسیار مسرور گشت و به استقبالشان رفت.
یکی از مریدان دخترباز خدمت شیخ عرض کرد: یا شیخ ! بر ما بگو با کدامین دستگاه کار کنیم تا دختران و دافان را تحت تاثیر قرار داده مخشا...ن را بزنیم؟؟؟
شیخ بی درنگ فرمود: ای مرید ! در میان دستگاهها هیچ دستگاهی مانند دستگاه خودپرداز دختران را تحت تاثیر قرار ندهد!!! مریدان از این حکمت دانی شیخ روانی شده آنقدر روی تردمیل دویدند تا به دیار باقی شتافتند!!!
 

 

سرگرمی ما ایرانی ها
یکى از سرگرمى هاى مردم ایران اینه که وقتى از مطب دکتر میان بیرون حساب کنن ببین اون دکتره روزى چقد درآمد داره!
 
ما ایرانی ها

ایرانی ها دروغ گفتن را از اول صبح با جمله "پاشو لنگ ظهره" آغار می کنند.
 
درس خواندن چند حالت دارد؟

درس خوندن دو حالت داره:
۱- درسای سختو که نمیشه خوند
۲- درسای آسون که ارزش خوندن نداره
 

 





|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : چهارشنبه 06 اردیبهشت 1391
نویسنده : parsin

خدا می داند، ولی ...

آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه می شود تقلب کرد
و نه می شود سر شخصی را کلاه گذاشت

آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش از یک جلسه امتحان مدرسه هم کوچکتر بود!

... و آن روز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال سختی بود

سوالی که بیش از یکبار نمی توان به آن پاسخ داد

خدا کند آن روز که آخرین زنگ دنیا میخورد، روی تخته سیاه قیامت
اسم ما را در لیست خوب ها بنویسند

خدا کند حواسمان بوده باشد و زنگهای تفریح
آنقدر در حیاط نمانده باشیم که حیات را از یاد برده باشیم

خدا کند که دفتر زندگیمان را زیبا جلد کرده باشیم

و سعی ما بر این بوده باشد که نیکی ها و خوبی ها را در آن نقاشی کنیم

و بدانیم که دفتر دنیا چرک نویسی بیش نیست

چرا که ترسیم عشق حقیقی در دفتری دیگر است


 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : چهارشنبه 06 اردیبهشت 1391
نویسنده : parsin

 میدانید این نقاشی ها متعلق به کیست ؟؟؟؟؟

هنگامیکه از یک نفر امتحان ورودی می گیریم یا برای پذیرفتن شخصی با وی مصاحبه می کنیم شاید اگر بیشتر دقت بخرج بدهیم حتی بتوانیم تاریخ بشریت را نجات بدهیم .در زیر تعدادی از نقاشی های فردی که در امتحان ورودی دانشگاه وین پذیرفته نشد و راه دیگری برای زیستن برگزید آورده شده است لطفا خوب توجه کنید   میدانید این نقاشی ها متعلق به کیست ؟؟؟؟؟    
 

 

 

 

 

 

شخصی که این نقاشی ها را کشیده است، میخواسته در دانشگاه هنرهای زیبای وین تحصیل کند و یک نقاش معروف شود.
اگر او از طرف دانشگاه وین پذیرفته میشد، تاریخ جهان بسیار متفاوت میشد.


اسم این نقاش،
آدولف هیتلر است!‏
   تقریبا 11 میلیون انسان در جنگ جهانی دوم تکه تکه شدند . . .      
 
 
 

 

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : چهارشنبه 06 اردیبهشت 1391
نویسنده : parsin

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



 


|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ : چهارشنبه 06 اردیبهشت 1391
نویسنده : parsin

وقتی کسی مشغول تعریف کردن حادثه مهمی است که برایش رخ داده، با تعریف قصه دیگری درباره خودت از او پیشی نگیرو صحنه را به او واگذار

 
پیش از جواب دادن به کسی که تو را از کوره به در کرده ،یکساعت به خودت فرصت بده تا آرام شوی، اگر موضوع خيلي مهم است به خودت یک شب تا صبح وقت بده.
 

معاینات منظم پزشکی و دندانپزشکی داشته باش
میز کار و محیط کارت را مرتب نگه دار
از افراد منفی دوری کن
 
شرافتمند باش
 
برای دفاع در مقابل انتقادی که از تو می شود وقت تلف نکن
 
از اینکه به دیگران بگویی چه طور کاری را انجام دهند پرهیز کن در عوض به آنها بگو چه کاری باید انجام گیرد. خواهی دید که آنها با راه حلهای خلاقه شان تو را شگفت زده خواهند کرد.
 
هر گز از کسی که چک حقوقت را امضاء می کند انتقاد نکن، اگر از کارت راضی نیستی استعفاء کن
 
 
مثل مثبت ترین و پرشور ترین کسی شو که می شناسی
 
نگران نباشی که مبادا نتوانی بهترین چیزها را به فرزندانت بدهی، بهترین آنچه می توانی به آنها بده.
 
کیفیت یک محله را از روی رفتار مردمی که در آن زندگی می کنند بسنج
 
به همه موجودات زنده احترام بگزار
 
اتومبیلی را که امانت گرفته ای با باک پر پس بده
 
مواظب سرعتت باش
 
به جز مواردی که به مرگ و زندگی مربوط است همواره خود را رها کن هیچ چیز آن قدر که در ابتدا به نظر می رسد، مهم نیست.
 
اجازه نده تلفن مزاحم لحظات مهم شود. تلفن برای استفاده توست نه استفاده ی تلفن کننده.
 
وقتی کسی تورا بغل می کند اجازه بده خودش هم رهایت کند تو پیشدستی نکن
 
هرگز بابت کاری که تمام نشده پولی نپرداز
 
چه وسعت برسد و چه نرسد، خانواده را به سفر تعطیلات ببر، خاطراتش قیمت ندارد  
 
مشتری دکانهای محله ات باش حتی اگر کمی گران تر بفروشند
 
هرگز توان خودت را در تغییر دادن خویش، دست کم نگیر
 
هرگز توان خودت را در تغییر دادن دیگران، دست بالا نگیر.
 
خودت را به راحتی زیر دست و پا نینداز، یاد بگیر که کوتاه و مودبانه "نه" بگویی

|
امتیاز مطلب : 11
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
تاریخ : چهارشنبه 06 اردیبهشت 1391
نویسنده : parsin
میدونم این تیکه اول داستان رو قبلا خوندی اما اینبار یه تیم تحقیقاتی اونو تکمیل کردن پس کامل بخونش:
 
می گويند شخصی سر کلاس رياضی خوابش برد. وقتی که زنگ را زدند بيدار شد وباعجله دو مسأله راکه روی تخته سياه نوشته بود يادداشت کرد و بخيال اينکه استاد آنها را بعنوان تکليف منزل داده است به منزل برد و تمام آن روز وآن شب برای حل آنها فکر کرد. هيچيک را نتوانست حل کند، اما تمام آن هفته دست از کوشش بر نداشت . سرانجام يکی را حل کرد وبه کلاس آورد. استاد بکلی مبهوت شد ، زيرا آنها را بعنوان دونمونه از مسائل غير قابل حل رياضی داده بود.
اگر اين دانشجو اين موضوع را می دانست احتمالاً آنرا حل نمی کرد، ولی چون به خود تلقين نکرده بود که مسأله غير قابل حل است ، بلکه برعکس فکر می کرد بايد حتماً آن مسأله را حل کند سرانجام راهی برای حل مسأله يافت.


برای آنکس که ایمان دارد ناممکن وجود ندارد

چند نمونه فراموش نشدني باعث تغيير نگرش پزشكان و روانشناسان شد.


يك زنداني كه قصد فرار داشت بطور مخفيانه خود را در يكي از اتاقكهاي قطار جا داده بود و بعد از حركت فهميده بود كه در يخچال قطار قرار دارد.
زنداني مطمئن بود كه در طي چندين ساعتي كه در يخچال قرار دارد منجمد خواهد شد و دقيقاً اينطور هم شد.
اما بعد از رسيدن به مقصد مشاهده كردند كه زنداني يخ زده در حالي كه يخچال قطار خاموش بوده است و اين نشان ميدهد كه شخص زنداني به خود تلقين كرده كه منجمد خواهد شد و اين تلقين براي او حكم يك تصوير ذهني مطابق با افكار او داشته و همين باعث شده كه سلولهاي بدن وي واقعاً سرما را حس كرده و كم كم منجمد شود.

مابقی درادامه مطلب

|
امتیاز مطلب : 15
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
تاریخ : چهارشنبه 06 اردیبهشت 1391
نویسنده : parsin

ایام فاطمیه تسیت باد


|
امتیاز مطلب : 14
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
تاریخ : سه‌شنبه 29 فروردین 1391
نویسنده : parsin
با توجه به رمز و راز و ابهاماتی که درباره سایر کرات و جهان های دیگر وجود دارد، همواره شاهد ترسیم چهره ای عجیب و خشن از آنها بوده ایم. اما کره ای که منزلگاه ما محسوب می شود نیز حقایق جالب توجه و رازآلودی را به خود اختصاص داده است: از کوه های آتشفشانی، سقوط شهاب سنگ ها و برخوردهای فاجعه بار صفحات سنگی تا شگفتی ها و چرخه های عجیب زندگی در اقیانوس ها.

در این میان وجود سردترین، داغ ترین، مرتفع ترین و پست ترین مناطق در کره زمین نیز جذابیت های خاص خود را دارد. از این رو، در چند بخش برخی از حقایق جالب توجه آن را بررسی خواهیم کرد. 
 
زمین به عنوان منزلگاه ما سومین سیاره در منظومه شمسی و به عنوان تنها جهانی که دارای اتمسفر با اکسیژن آزاد، اقیانوس هایی متشکل از آب مایع و بزرگترین مکانی که حیات بر روی آن جریان دارد، شناخته می شود.
 
 
 
شکل زمین یک کره کامل نیست. همانطور که زمین در حال چرخش است نیروی گرانش به سمت مرکز این سیاره و یک نیروی گریز از مرکز به سمت خارج، آن را تحت تاثیر قرار می دهند. اما از آنجایی که نیروی مخالف گرانش، مستقیما بر محور زمین اعمال شده و محور زمین نیز کج است، نیروی گریز از مرکز در خط استوا بر خلاف نیروی گرانش اعمال نمی شود.
 
 
 
اگر بخواهید خط استوا را دور بزنید، باید فاصله ای برابر با 24 هزار و 901 مایل (40 هزار و 75 کیلیومتر) را طی کنید.
 
 
 
شاید احساس کنید که ثابت بر روی زمین ایستاده اید، اما در واقع به سرعت در حال حرکت هستید. بسته به نقطه ای که در آن قرار دارید، می توانید با سرعت بیش از هزار مایل در ساعت در فضا دور بزنید. خط استوا شاهد بیشترین سرعت چرخش و قطب های شمال و جنوب بدون چرخش هستند.
 
 
 
کره زمین نه تنها به دور خود می چرخد بلکه با سرعت 67 هزار مایل (107 هزار و 826 کیلومتر) به دور خورشید نیز می چرخد.
 
 
 
محققان سن زمین را بوسیله بررسی قدیمی ترین صخره های این سیاره و شهاب سنگ هایی که بر روی آن یافت شده، محاسبه کرده اند (شهاب سنگ ها و زمین به صورت همزمان در زمان تشکیل منظومه شمسی شکل گرفته اند). بر همین اساس سن تقریبی زمین 4.54 میلیارد سال برآورد شده است.
 
 
 
زمینی که بر روی آن حرکت می کنید، همواره در حال بازیافت و تغییر است. در چرخه صخره زمین که البته یک چرخه کامل نیست، سنگ های آذرین به سنگ های رسوبی و سپس به سنگ های دگردیس تبدیل شده و این روند مجددا تکرار می شود.
 
 
 
ماه لرزه یا زمین لرزه بر روی ماه نیز رخ داده اما نسبت به زمین کمتر شایع بوده و شدت کمتری دارد. بنابر اعلام دانشمندان، به نظر می رسد ماه لرزه ها بواسطه تنش های جزر و مدی مرتبط با فاصله متغییر بین زمین و ماه رخ می دهند. این پدیده در اعماق ماه بیشتر روی می دهد.
 
 
 
تا سال 2011، بزرگترین زلزله آمریکا در بیست و هشتم مارس 1964 به قدرت 9.2 ریشتر در "پرینس ویلیام ساند" در آلاسکا رخ داد. قویترین زلزله جهان نیز در بیست و دوم ماه می 1960 به قدرت 9.5 ریشتر در شیلی رخ داد.
 
 
 
جایزه داغ ترین نقطه زمین به العزیزیه در لیبی تعلق داشت که در سیزدهم سپتامبر 1922، ایستگاه هواشناسی درجه حرارت 136 درجه فارنهایت (57.8 درجه سلسیوس) را برای آن ثبت کرده است. اما پس از آن این عنوان به "گندم بریان" تپه ای به مساحت ۴۸۰ كیلومتر مربع در دشت لوت ایران رسید. تپه مذکور كه از گدازه های سیاهرنگ آتشفشانی پوشیده شده،  در سایه در تابستان دمایی معادل ۶۷ درجه سلیسوس دارد و در حقیقت قطب گرمایی كره زمین بشمار می رود.
 

منبع زیست نیوز


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : شنبه 26 فروردین 1391
نویسنده : parsin
این پیام نه تنها برای بچه هایمان بلکه برای همه ما که در این جامعه امروزی زندگی می کنیم موثر می باشد.
 یک شخص جوان با تحصیلات عالی برای شغل مدیریتی
در یک شرکت بزرگ درخواست داد. در اولین مصاحبه پذیرفته
  شد؛ رئیس شرکت آخرین مصاحبه را انجام داد. رئیس شرکت از شرح
 سوابق متوجه شد که پیشرفت های تحصیلی جوان از دبیرستان تا پژوهشهای
  پس از لیسانس تماماً بسیار خوب بوده است، و هرگز سالی نبوده که نمره نگرفته باشد.
رئیس پرسید: ((آیا هیچ گونه بورس آموزشی در مدرسه کسب کردید؟))
جوان پاسخ داد: ((هیچ.))
رئیس پرسید: ((آیا پدرتان بود که شهریه های مدرسه شما را پرداخت کرد؟))
جوان پاسخ داد: ((پدرم فوت کرد زمانی که یک سال داشتم، مادرم بود که شهریه های
مدرسه ام را پرداخت می کرد.))
رئیس پرسید: ((مادرتان کجا کار می کرد؟))
جوان پاسخ داد: ((مادرم بعنوان کارگر رختشوی خانه کار می کرد.))
رئیس از جوان درخواست کرد تا دستهایش را نشان دهد.
جوان دو تا دست خود را که نرم و سالم بود نشان داد.
رئیس پرسید: ((آیا قبلاً هیچ وقت در شستن رخت ها به مادرتان کمک کرده اید؟))
جوان پاسخ داد: ((هرگز، مادرم همیشه از من خواسته که درس بخوانم و
کتابهای بیشتری مطالعه کنم. بعلاوه، مادرم می تواند سریع تر از من رخت بشوید.))
رئیس گفت: ((درخواستی دارم. وقتی امروز برگشتید، بروید و دستهای مادرتان را تمیز کنید،
و سپس فردا صبح پیش من بیایید.))
جوان احساس کرد که شانس او برای بدست آوردن شغل مدیریتی زیاد است.
وقتی که برگشت، با خوشحالی از مادرش درخواست کرد تا اجازه دهد دستهای او را تمیز کند.
مابقی ادامه مطلب

|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3

آخرین مطالب

/
این سایت برگرفته ازسایتهای متنوع هست که مطالب به دلخواه انتخاب شده است

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران